صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠٤
مدرس کسى نیامده، مىگفت که بزنید که بروند از شما شکایت کنند، نه بخورید و بروید شکایت کنید. من رفتم پیشش، خدا رحمتش کند، اخوى ما نوشته بود به من که یک نفرى است اینجا رئیس غله است، آنوقت یک رئیس غله زمان رضاشاه بود، به من نوشت که بروید به آقاى مدرس بگوئید که این مرد آدم فاسدى است، دو تا سگ دارد یکىاش را اسمش سید گذاشته و یکىاش را شیخ، شما بگوئید که این را از اینجا بیرونش کنند. من رفتم به ایشان گفتم، گفت بکشیدش. گفتم آخر چطور بکشیم؟ گفت من مىنویسم بکشیدش. گفتم آخر شما اینجا مامور هستید، شما اینجا هستید آنها آنجا نمىتوانند. گفت چطور شد که وقتى قافلهها از گلپایگان مىآیند عبور کنند و بروند، از کمره مىخواهند عبور کنند مىفرستید لختشان مىکنند، حالا نمىتوانید بکشید یک کسى را؟
جلوگیرى قاطعانه از اخلالگران مزدور
اینها تودهنى مىخواهند آقا. عدد شما زیادتر است، حجت شما بالاتر است، خیانت آنها واضح است. گفتن مىخواهد، اجتماع بکنید، بگوئید مطالب را، یک رئیسى، یک معلمى را که مىبینید کمونیست است بیرونش کنید از دانشگاه، من نمىگویم حالا جنگ بکنید با آنها، جنگ نمىخواهیم حالا بشود، اگر یک وقتى منتهى به اینها شد که یک روز اینها را بیرونشان مىکنیم اما حالا نمىخواهیم یک جنگى بشود، مىخواهیم حالا با ملایمت بشود، اما خوب، با صحبت، آنها صحبت مىکنند، شما هم صحبت بکنید. شما ننشینید یکى دیگر برایتان صحبت بکند. یک روحانى بیاید صحبت کند، خودتان بگوئید، هر کدامتان مىتوانید، در مقابل آنها بایستید، صحبت کنید، آن مىگوید، شما هم بگوئید. آنوقت یکى یکى انگشت بگذارید روى کارهایشان که تو این کارى که مىکنى براى چیست؟ تو تابع کى هستى که این کارها را مىکنى؟ تو ایرانى هستى و این کار را مىکنى یا آمریکائى هستى یا شوروى؟ یا براى آنها کار مىکنى یا براى ایران، اگر براى آنها کار مىکنى جایش اینجا نیست، برو آنجاها کار کن. تو براى آنها دارى کار مىکنى، واضح است که منفعتى که به دست مىآید از نبود زراعت در ایران، جیب آمریکا مىرود، همه مىدانند این را.
ما چه چیزهایمان از آمریکا وارد مىشود و این بازارى بود که شاه درست کرد و حالا شما تابع او هستید، شما دنبال او هستید، شما مىخواهید همان رژیم را پیش بیاورید، نمىخواهید که یک رژیم صحیحى باشد، شما تابع همان هستید، شما مىخواهید همان بساط را درست کنید براى ما. ما هم تا حالا زحمت کشیدیم، این ملت اینقدر خون داده است، اینقدر زحمت کشیده است شما آن کنارها نشستید تماشا کردید، مثل بسیارى از این روشنفکرها آن کنار نشستند تماشا کردند.
این جوانهاى ما از دانشگاهى و از - عرض مىکنم - که جنوب شهرى و از اینها ریختند و کارها را انجام دادند، حالا که کارها را انجام دادند، اینها از آن طرف مرزها راه افتادهاند و آمدهاند اینجا و با تذکرههاى نمىدانم درست یا غیر درست، ایرانىاند اما بیرون بودند اینها بسیارشان، حالا آمدهاند اینجا و مىخواهند باز اخلال بکنند، مىخواهند باز همان مسائل را ایجاد کنند، نه اینکه اینها